|
خاك رس در روي
كره زمين ديرزماني پيش از حيات بوجود آمده است . بنابراين برخورد انسان
با خاك و به كارگيري قدرت خلاقيتش در استفاده از حس لامسه در طي
دورانهاي طولاني منشا آفرينش اشياء گوناگوني شده است . انسان طي ساليان
دراز به وسیله هنر با
همنوعان خود به گفتگو پرداخته . هنر خاص عده اي محدود نبوده بلكه به همه تعلق
دارد هر كه رابطه خود را با آن تشخيص دهد و صادقانه با آن كار كند هنرمند ناميده
ميشود مهم نيست كه در اين رابطه، عامل، رنگ،بوم
و يا پارچه اي باشد كه لباس مناسبي از آن دوخته مي شود. ما به عنوان سفالگراني
كه با گل، اين ماده نرم و شگفت انگيز
كار ميكنيم بر خلاف سنگ تراشان و منبت كاران چيزي را قطع نكرده و بدور نمي
اندازيم از چيزي نكاسته ،بلكه به آن مي
افزائيم . ما ميسازيم ،ما با آتش كار مي كنيم ،آتشي كه اثر جادوئي خود را روي
اشكالي كه بوجود آورديم برجاي گذاشته و سختي ،مقاومت و رنگي غني به آن مي بخشد
. ممكن است اشيائي كوچك ،بزرك ، بي روح يا شاد بسازيم يا اينكه براي مصرفي يا
تزئيني طرح بريزيم ولي وقتي به گل خود
شكل ميدهيم و نظمي در آن به وجود مي آوريم به زيبائي و شادكامي جهان خود مي
افزائيم .
|